ایران پرسمان

آخرين مطالب

عشق چيست ؟ انديشه

عشق چيست ؟

  بزرگنمايي:

عشق چيست؟ چه کيفيت و ظهوري دارد؟ حالت است يا يک کنش؟ کدام شکل از بودن يا علاقه به ديگري (کسي ديگر، چيزي ديگر يا ديگران) مستحق ناميدن عشق است؟ دقيقا در چه حالتي مي توان اين کلمه بزرگ را به کار برد و مطمئن بود؟ البته اينها سوالاتي نيست که بشود در يک فيلم پاسخ آنها را پيدا کرد.

عشق چيست؟ چه کيفيت و ظهوري دارد؟ حالت است يا يک کنش؟ کدام شکل از بودن يا علاقه به ديگري (کسي ديگر، چيزي ديگر يا ديگران) مستحق ناميدن عشق است؟ دقيقا در چه حالتي مي توان اين کلمه بزرگ را به کار برد و مطمئن بود؟ البته اينها سوالاتي نيست که بشود در يک فيلم پاسخ آنها را پيدا کرد.

اما همان طور که ده ها کتاب، صدها مقاله و حتي نمونه هاي واقعي بدون پاسخي روشن به پرسش «عشق چيست؟» ما را در مفهوم و تصوري به اين نام غرق مي کنند، يک فيلم هم مي تواند فضاهايي از عشق را بسازد تا پاسخ هاي ممکني را از طريق آن انديشيد و پس از پايان اثر ادامه اش داد.

الف)عشق ساخته ميشائيل هانکه

رابرت نوزيک مقاله مشهور خود به عنوان «پيوند عشق» را با اين جمله آغاز مي کند: «وجه مشترک تمام عشق ها اين است که خوشبختي تو با خوشبختي محبوبت گره مي خورد.»

عشق تجربه اي است از مقيد شدن به ديگري ؛ مقيد شدني که صرفا محدوديت نيست، بلکه نوعي فراخ شدن دايره علت ها و شيوه هاي خوشبختي است. قصدم بسط جملات حکيمانه اي نيست که درباره عشق به واسطه فيلم «عشق» ساخته ميشائيل هانکه مي توان گفت.

غرض اين نوشته تنها پاسخ به اين پرسش است که چرا فيلم «عشق» نه تنها بدعتي در مقايسه با فيلم هاي عامه پسند، بلکه بدعتي در نظرگاه فرهنگ آوانگارد و مستقل غرب معاصر است. دريافت موقت و پاره وقت امروز از عشق، اين تجربه انساني را تبديل به امري ورشکسته کرده است.

بازي زباني در ترانه هاي عامه پسند، عاشقانه هاي سرگرم کننده از يک سو و از سوي ديگر وصف هاي در ظاهر راديکال جنون آسا که عشق را در موقت بودن، اعتباري بودن، شکنجه کردن ديگري و در نهايت ساده فسخ شدن آن مي فهمد، همه منادي اين تلقي اند که عشق يک عبارت و موجودي زباني است.

درست حدس زديد در واقع مي خواهم بگويم که پوچي عشق اتفاقا دست پخت مناديان آن است. در اين تلقي کوتاه مدت و اعتباري از اين کلمه حالا مبتذل شده، طرفداران راديکاليسم و بي قيدي در ارتباط، دوشادوش ليبرال هاي فيلم هاي عامه پسند و هندي قرار مي گيرند، چراکه هر دو در باطن عشق را نه در ماندن، بلکه در غلظت هاي زودگذر حسي تعريف مي کنند.

در فيلم هانکه با زوجي مسن مواجه هستيم، زن در يک حمله ناگهاني نيمي از بدنش فلج مي شود و به بيمارستان انتقال مي يابد. پس از بازگشت، از همسرش مي خواهد که ديگر هيچ گاه او را به بيمارستان نبرد لذا در شرايطي که تمام بدن و ذهنش مضمحل مي شود، مرد از او در خانه نگهداري مي کند. در اين ميان، شخصيت پردازي هانکه در خلال روابط روزمره اين دو پيش و پس از فلج شدن زن به نرمي رخ مي دهد.

ما متوجه زني مغرور مي شويم که صرف تحميل شرايط خود به طرف مقابل مي تواند برايش عذاب آور باشد، او در عين حال نه حاضر به تحمل از کارافتادگي است و نه مي تواند دوري از همسرش را در بيمارستان يا آسايشگاه تحمل کند. در بحراني ترين شرايط هانکه سکوت را جايگزين کلام و فضاي ساکن را جايگزين بيرون ريزي هاي حسي مي کند.

تمام روايت فيلم هانکه، روايت ماندن مرد در کنار زنده و مرده زن، تقيدش به تصميم همسرش، تعهدش به قولي که به او داده و ماندن بر سر اين قول است.

در اين ماندن حتي رنج دادن و رنج بردن وجود دارد. مرد بر سر هويت جديد و فراخي که از رابطه با زن يافته، مي ايستد و تصميم خود را حتي بر جنازه زن تحميل نمي کند، کشتن زن در پايان و سپس نامه نگاري هاي مرد دقيقا همان چيزي است که زن در ميانه از مرد مي خواهد و آن نيازي است که او در ناتوان ترين حالت با نخوردن و نياشاميدن از شوهرش تقاضا مي کند.

نوزيک مي گويد: «اگر بناست خوشبختي تو عميقا از خوشبختي او [معشوق] تاثير پذيرد و بر آن اثر بگذارد، در اين صورت روشن است که ديگر نمي تواني به تنهايي تصميماتي بگيري که خوشبختي را به طور جدي تحت تاثير قرار مي دهد حتي نمي تواني درباره اموري که در درجه نخست بر خوشبختي خود تو موثر است، به تنهايي تصميم بگيري» بديهي است که در فيلم عشق چنين دريافتي از مقيد شدن، تن دادن جدي و جسورانه و همچنين ماندن باعث سر برآوردن مفهومي به نام عشق مي شود و فضاي يک عاشقانه آرام شکل مي گيرد؛ روندي که در آن عاشق هيچ گاه خود را از تقيد تصميم معشوق رها نمي کند و حتي پس از مرگ زن تا زمان مرگ خود با نامه نگاري اش اين قيد را زنده نگاه مي دارد و مي ماند.

ب) کتاب بارقه اميد ساخته ديويد اوراسل

شايد در نظر اول «کتاب بارقه اميد» نقطه مقابل عشق محسوب شود، اما در واقع اين کمدي رمانتيک سر حال بيش از وفاداري اشخاص و ماندن بر سر عهد، به بستر وفاداري مي نگرد، از اين رو، گذشت و تحول را جانشين صبر و ماندن بر يک امر از دست رفته مي کند.

اگر در «عشق» ماندن، توسعه دهنده معناي عشق است، در «کتاب بارقه اميد» به دليل نبود يک تشخص و هويت يگانه بين شخصيت مرکزي يعني پت و همسرش هيچ گاه خوشبختي فراخ شده ناشي از عشق شکل نمي گيرد، لذا عبور کردن و بخشيدن به عنوان مفهوم محوري برجسته مي شود.


«بارقه اميد»يک کمدي رمانتيک است که هم پوچي و شکست را به چشم مان مي آورد و هم آنقدر اميدبخش است که انگار در اين يخبندان شکست و تنهايي، آتش به پا مي کند. فيلم شبيه به يک کمدي سبک بي دغدغه و سرخوش است که نويسنده تراژدي براي رهايي از امر تراژيک فيلمنامه اش را نوشته است.

دو شخصيت مرکزي «کتاب بارقه اميد» روندي از وفاداري، گذر از وفاداري، پذيرش و بهبود دروني را طي مي کنند. پت از بيمارستان رواني مرخص مي شود، او هنوز تحت درمان است؛ همسرش او را ترک کرده، وي در جستجوي سلامت براي بازگشت همسر و منصرف کردن او از طلاق است، اما حالا با بيمار ديگري به نام تيفاني آشنا مي شود، زني که شوهرش مرده و اين او را هم به فروپاشي رواني کشانده. حتما باقي داستان را حدس مي زنيد و با خود مي گوييد چه تکراري! اما اين حدس هاي ما درباره فيلم ها اهميتي ندارد، چراکه مهم چيستي داستان يک فيلم نيست، بلکه چگونگي روايت و گسترش آن است.

پت و تيفاني در يک فرآيند درماني قرار مي گيرند و با وفاداري به گذشته خود، موفق به التيام بخشيدن به التهابات آن مي شوند. داستان اميدبخش اين فيلم که همچون نامش خطي روشن در ميان حزن و رنج واقعي شخصيت هاي آن است، براساس روايتي ساده، اما پرتحول شکل مي گيرد.

چالش هاي فيلم به سبب شخصيت پردازي پيچيده اما شفاف، بستر ساده داستاني را ارتقا داده اند و به همين سبب از يک داستان تکراري، تجربه اي يگانه ساخته شده است. «کتاب بارقه اميد» از ترکيب دو احساس متناقض شکل گرفته است.

يکي رنج از اجتماع آدم هايي که مدام يکديگر را قضاوت مي کنند و ديگري اميدي که ريشه در گذر از تنهايي دارد، اين اميد خود حاصل يک رابطه انساني است که ويترين ناجور و معيوبش کم کم به يک آرامش و اهلي شدن عميق در هر دو شخصيت پت و تيفاني مي انجامد. آنچه فيلم در برابر قضاوت بي رحم آدم ها نسبت به اين دو شخصيت قرار مي دهد، کشف عاطفه دروني، ساده و بديهي است که البته دريافتش راهي سخت مي طلبد، اما به محض ظهور، آنها را به هم پيوند مي زند.

پت و تيفاني بخشي از زوج هاي ناجور و غيرعادي تاريخ سينما هستند هر چند در يک شکل دست ياب و محافظه کارتر از نمونه هاي پيشين خود. روند درماني و تصميم مشترکي که اين دو مي گيرند، در واقع نوعي سلوک است هرچند که آنچنان عميق نمي شود که تحول انتهايي پت به عنوان شخصيت اصلي کامل جا بيفتد. سلوکي که اين دو شخصيت را با تمرکز و تکرار از تنش ها و پراکندگي ها خلاص مي کند، باعث جرقه زدن و رشد نسبي عشقي مي شود که در لابه لاي عصبيت و ذهن آشفته اين دو پنهان شده بود، هرچند در پايان به نظر مي رسد که اين جرقه براي آتشي گرم کننده کافي نبوده و نياز به چاشني هاي بيشتري از جنس خلوت و تنهايي داشته است.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

سخنرانی انقلابی علامه مصباح در نقد انجمن حجتیه: وظیفه ی خودشان می دانستند که «شاهنشاه اسلام پناه!» را ترویج کنند/ آیا دفاع از کیان اسلام را هم مشروط به آمدن امام زمان(عج) می دانید؟ / پاسخ اساتید حوزه به اتهام چراغانی موسسه «درراه‌حق» در نیمه شعبان 57

منطق نزاع طبقاطی

عصمت حضرت معصومه

مخمصه هویت

خاستگاه و چیستی موسیقی زیرزمینی از منظر جامعه‌شناسی (بخش دوم)

خاستگاه و چیستی موسیقی زیرزمینی از منظر جامعه‌شناسی (بخش نخست)

تهران؛ شهر بی نماد

طبقه تاجر صفت

سمِ سرگشتگی فقهی

دموکراسی از جاده تغییر اجتماعی می‌گذرد

تراژدی زوال موسیقی

جزئیات اختلاف در سالروز شهادت حضرت زهرا علیها السلام

به مناسبت سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (به نقلی)

به مناسبت سالروز وقوع جنگ جمل

به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله سید محمد حجت كوه كمری موسس مدرسه حجتیه

کلانشهر و نگرش دلزده

به مناسبت سالروز رحلت فقیه نامدار آیت الله العظمی سیداحمد خوانساری

چه دین و ایمانی اجازه کشتار نمازگذاران را می دهد؟

نظر قرآن كريم درباره نهضت توليد علم و جنبش نزم افزاري را بيان فرماييد.

حضرت هود (ع) که بود؟ و قوم او چه مشخصه اي داشتند؟

آدم و حوّا در بهشت

ماجراي ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و قتل هابيل

مزه گوشت برادر مرده

جانشين نوح (ع) که بود؟

ماجراي ساخت كشتي و حوادث بعد از آن

مشخصات نوح (ع) و قوم او

مشخصات ادريس (ع) و هدايت مردم

آفرينش حضرت آدم (ع)

فلسفه فضيلت روزه در ماه رجب

چگونگي شهادت امام هادي عليه السلام

متن کامل مناظره دکتر محبيان و محمد قوچاني؛

عقلانيت مطلق يا عقلانيت نسبي؟

حجاب در آخر زمان

راه کارعملي رسيدن به حکمت چيست ؟

حكمت چيست؟ معرفت چيست؟ فطرت چيست؟

مباني جنبش عدالت خواهي در كلام رهبر انقلاب

رابطه اخلاق و سياست با تأکيد بر انديشه امام خميني(ره)

ماکياوليسم و ماکياول کيست و چيست؟

امام(ره) به هيچ وجه اجازه نمي‌دادند حق کسي ضايع شود

موريانه سوءظن بر جان زندگي

گرم مزاج هستيد يا سرد مزاج؟

10 کار رابطه خراب کن رايج!

دلايل اصلي ناکامي در يادگيري زبان

عوامل سقوط پهلوي-نظريات انقلاب

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

علائم سرطان تخمدان چيست؟

حساس ترين نقاط تهران هنگام زلزله کجاست؟

8 باور غلط براي لاغر شدن چيست ؟

ويژگي هاي اصلي همسران خوشبخت چيست ؟

عاشورا، خاستگاه انقلاب اسلامي ايران ؟