ایران پرسمان

آخرين مطالب

ديپلماسي افکار عمومي و جنگ رواني مقالات

ديپلماسي افکار عمومي و جنگ رواني

  بزرگنمايي:

در تلاش براي فهم دقيق تر مسئله ، به آنچه پيش روي شماست مي رسيم. گرچه اين مقاله، پيش از اعلان خبر اختصاص يافتن سه ميليون دلار از سوي آمريکا براي تاثيرگذاري بر افکار عمومي ايرانيان نوشته شده است، اما تقارن زماني انتشار اين مقاله با خبر مزبور شايد به فهم قضيه کمک کند .

در هر حال نبايد فراموش کرد که جورج سوروس، سرمايه دار آمريکايي مي گويد: وقتي جورج بوش مي گويد «آزادي» پيروز مي شود منظورش آن است که «آمريکا» پيروز مي شود.

از هنگام وقوع حملات يازدهم سپتامبر در ايالات متحده آمريکا ماهيت و نقش ديپلماسي بويژه شاخه اي از آن که ديپلماسي آشکار خوانده مي شود بيش از گذشته مورد توجه و بحث قرار گرفته است. ديپلماسي آشکار حوزه خاصي از مطالعات سياست خارجي است که در گذشته قلمرو گروه نسبتا کوچکي از حرفه اي ها بود ولي در سال هاي اخير به ناگهان و البته به دلايل منطقي جايگاه خود را در عرصه گسترده مباحثات امنيت ملي که مردم اين کشور درگير آن شده اند پيدا کرد. در اندک زماني اتفاق نظري شکل گرفت مبني بر اينکه آمريکا نه تنها بايد در ديپلماسي سنتي خود بازانديشي و آن را تقويت کند بلکه ابعاد عمومي وآشکار حضور دولت آمريکا در سرزمين هاي ماوراء بحار نيز بايد به طور جدي مورد بازنگري قرار گيرد. در محافل سياسي و حلقه هاي فکري، اين عقيده به سرعت رواج يافت که چگونگي ارتباط دولت آمريکا با خارج و اين که با چه کساني ارتباط برقرار مي کند مستقيما بر امنيت و بهزيستي ملت آمريکا اثر مي گذارد.

تعريف ديپلماسي آشکار
ديپلماسي آشکار عبارت است از پيشبرد منافع ايالات متحده از طريق فهميدن، مطلع ساختن و نفوذ کردن در مخاطبان خارجي.
بر اساس مطالعه اي که در کتابخانه کنگره امريکا در باره برنامه ها و فعاليت هاي بين المللي و فرهنگي اين کشور براي کميته روابط خارجي سنا انجام شده است عبارت ديپلماسي آشکار را نخستين بار در سال 1965 دين ادموند گاليون از مدرسه حقوق و ديپلماسي فلچر دردانشگاه تافتز به کار برد. اين رويداد در پي تأسيس مرکز ديپلماسي آشکار ادوارد . ر. مورو در مدرسه فلچر صورت گرفت.
مرکز مورو در يکي از نخستين جزوه هايي که منتشر کرد ديپلماسي آشکار را اين چنين تعريف کرد: ديپلماسي آشکار ، با نفوذ و تأثير نگرش ها (ايستارها) ي عامه مردم بر شکل گيري و اجراي سياست خارجي سروکار دارد. اين ديپلماسي ابعاد (رايج) روابط بين المللي را درمي نوردد و از ديپلماسي سنتي فراتر مي رود. شکل دادن به افکار عمومي در ساير کشورها، تعامل ميان منافع گروه هاي خصوصي يک کشور با منافع خصوصي در کشوري ديگر، گزارش دادن امور خارجي و تأثير آنها بر سياست هاي خودي، ارتباط برقرار کردن بين کساني که کارشان ارتباطاتي است مثل ديپلمات ها و فرستادگان به خارج، و بالاخره فرايندهاي ارتباطات ميان فرهنگي از جمله عناصر اين ديپلماسي است.
بر طبق نظر هانس. ان. تاچ نويسنده کتاب «ارتباط با جهان» ديپلماسي آشکار اين گونه تعريف مي شود:
تلاش هاي رسمي دولتي براي شکل دادن به محيط ارتباطاتي ماوراء بحار که در آن سياست خارجي (آمريکا) به اجرا در مي آيد به منظور کاستن از درجه بدفهمي و کج فهمي هايي که روابط آمريکا با ساير کشورها را پيچيده مي کند.
در مجموع ديپلماسي آشکار به برنامه هاي دولتي که هدف آنها اطلاع رساني و يا نفوذ در افکار عمومي ساير کشورهاست گفته مي شود. ابزارهاي عمده در اين ديپلماسي عبارتند از انتشارات، فيلم هاي سينمايي و تلويزيوني ، مبادلات فرهنگي، راديو و تلويزيون.

ديپلماسي آشکار و سنتي
ديپلماسي سنتي اساسا شامل تعاملاتي است که بين حکومت ها و دولت ها جريان مي يابد. مجريان ديپلماسي سنتي از طريق رابطه با نمايندگان دولت هاي خارجي مي کوشند تا منافع ملي کشور خود را که در چارچوب اهداف راهبردي دولت خودشان در امور بين المللي صورتبندي شده است تامين کنند. در مقابل، ديپلماسي آشکار دقيقا بخش هاي خاصي از جمعيت کشورهاي خارجي را هدف قرار مي دهد تا پشتيباني آنها را از همان اهداف راهبردي ملي به دست آورد.
ديپلماسي آشکار و روابط عمومي
روابط عمومي عبارت است از تأمين و ارائه اطلاعات به عموم، مطبوعات و ساير نهادها در خصوص اهداف، سياست ها و فعاليت هاي دولت يک کشور. روابط عمومي در پي تقويت درک اين اهداف از طريق گفتگو با شهروندان و ساير گروه ها و نهادها و رسانه هاي محلي و بين المللي است. بديهي است اين مفهوم با مفهوم ديپلماسي آشکار نزديکي انکار ناپذيري دارد. ولي نکته اينجاست که غايت روابط عمومي، آگاه سازي مخاطبان داخلي است. اين موضوع نقطه اصلي تفاوت روابط عمومي با ديپلماسي آشکار است زيرا در اين نوع ديپلماسي جمعيت کشور يا کشورهاي ديگر هدف و مخاطب سياست گذاري هستند.

ديپلماسي آشکار و پروپاگاندا
در مورد شباهت ها و تفاوت هاي اين دو مفهوم ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد. دو مورد از ديدگاه هايي که به شباهت و يا يکسان بودن اين دو مفهوم اشاره مي کنند در زير آمده است:
در 1955 اورن استفنز نويسنده کتاب «واقعيات جهاني ساده لوح: برنامه اطلاعات ماوراء بحار آمريکا» اين گونه برنامه ها را (که ديپلماسي آشکار خوانده مي شود) پروپاگاندا ناميد و با اشاره به اعلاميه استقلال آمريکا آن را نخستين و قديمي ترين نمونه پروپاگاندا دانست.
در سال1961 يعني هشت سال پس از تأسيس USIA (منظور نهاد ويژه ديپلماسي آشکار ايالات متحده است) ويلسون ديزارد در نخستين کتاب ويژه اي که در اين باره منتشر شده است، نوشت: ايالات متحده سال هاست سرگرم پروپاگانداي بين المللي است. پروپاگاندا حتي نقش تعيين کننده اي در جنگ هاي استقلال داشت.
در سال هاي بعد، برخي مقامات رسمي دولتي و ديگران بر اين نظر بودند که برنامه هاي ديپلماسي آشکار آمريکا پروپاگاندا نيستند. اما برخي ديگر همچنان عقيده داشتند که چون پروپاگاندا را مي توان بر واقعيات بنا کرد ديپلماسي آشکار را نيز مي توان با پروپاگاندا به معناي ايده ها و اطلاعات و يا ديگر مطالب منتشر شده براي جلب نظر مردم با يک دکترين (آموزه) خاص معادل دانست. البته در صورتي که اين اقدامات بر اساس اطلاعات غلط و غير واقعي باشد هرچند همچنان پروپاگاندا به شمار مي آيد ولي بهتر اين است که آن راگمراه سازي خواند.
ليکن مسئولان (USIA) هميشه مي گفتند برنامه هايي که آنها اجرا مي کنند با واقعيات آشکار و شناخته شده سروکار دارد زيرا در غير اين صورت اعتبار آنها به علت موثق نبودن، زير سؤال خواهد رفت. به نظر آنها اين عامل جدا کننده و حدفاصل مفهوم ديپلماسي آشکار از پروپاگاندا است.

تحولات اخير بين المللي و ديپلماسي آشکار
يکي از تحولات چشمگير در عرصه روابط بين الملل طي دهه هاي اخير ورود بازيگران جديد به عرصه ديپلماسي آشکار است. در گذشته تنها دولت ها بودند که به اين امر مي پرداختند ولي امروزه تعدد و تنوع اين بازيگران رشدي قارچ گونه پيدا کرده است. اينک سازمان هاي غير دولتي (NGO) و افراد نيز در سراسر جهان اغلب با مهارت و موفقيت در حال پيگيري اهداف خود هستند. هم اکنون در داخل دولت ها نيز ديگر فقط وزارت امور خارجه نيست که متولي اعمال و اجراي ديپلماسي آشکار است بلکه نهادها و سازمان هاي مختلف دولتي ممکن است در اين عرصه فعال باشند.
يک نهاد مشورتي پنتاگون کاخ سفيد ، کنگره و وزارتخانه هاي امور خارجه و دفاع آمريکا را در زمينه بهبود بخشيدن به چهره آمريکا درجهان شکست خورده اعلام کرده است.اين نهاد مي گويد توانايي آمريکا در اقناع ديگر ملت ها در وضعي بحراني قرار دارد. مجمع علمي دفاع در اين باره مي نويسد: سياست ها به نتيجه نخواهند رسيد مگر آن که آمريکا با مخاطبان محلي و جهاني خود به شيوه اي قابل اعتماد ارتباط برقرار کند و به آنها اطلاع رساني کند و امکان داوري مستقل بدهد. در اين روند بايد تصوير امريکا به عنوان قدرتي مستکبر، فرصت طلب و داراي معيارهاي دوگانه زائل شود.
هر چند بعيد است ديپلماسي آشکار، مردمان مخالف با سياست هاي امريکا را در جهان قانع کند ولي اگر بطور موثري انجام شود ممکن است بتواند براي بدگمانان به آمريکا اين موضوع را روشن کند که چرا ايالات متحده اين سياست ها را دنبال مي کند. از اين راه تنش ها کمتر مي شود و شبکه هاي تروريستي کمتر مي توانند از اين تنش ها به نفع خود استفاده ببرند. همه شواهد حاکي است نگرش مسلمانان به آمريکا به خصوص در خاورميانه در سال هاي اخير روز به روز منفي تر شده و اين امري کاملا آشکار است.
مقامات آمريکايي معتقدند جهادگرايي سني منبعث از حلقه هاي فکري اسلامي در مصر و وهابيت خلوص گرا و اصلاح طلب عربستان سعودي در خاورميانه و شاخ آفريقا در قالب شبکه هايي نظير القاعده به نيروهاي سياسي بالفعل و خطرناکي براي منافع آمريکا در اين مناطق مبدل شده اند که همچنان در حال تقويت و گسترش است. براي پاسخ گويي مناسب آمريکا به اين تهديدها نياز به افرادي است که کاملا با منطقه آشنا باشند و فرهنگ مردم و تاريخ و زبان مردم آن را بشناسند.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield