آخرين مطالب

خاورميانه جديد با هويت اسلامي يادداشت

خاورميانه جديد با هويت اسلامي

  بزرگنمايي:

منطقه خاورميانه به دليل برخورداري از يک موقعيت استراتژيک و ژئواکونوميک در طول تاريخ همواره کانون توجه و نگاه قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي بوده است. اين منطقه در طول نزديک به يک قرن در پي اکتشاف منابع انرژي، اهميتي صد چندان يافته است بطوري که ميتوان گفت نبض اقتصاد جهان در آن مي زند. بر همين اساس قدرتهاي بيگانه هميشه تحت هر عنواني به دنبال حضور در اين منطططقه بوده اند. حضور و تسلط بيگانگان در منطقه خاورميانه را مي توان در چند دوره مورد برسي قرار داد دوره اول: از بين رفتن تدريجي امپراطور عثماني، شکست کامل آن و حضور استعماري کشورهاي انگليس و فرانسه، آغاز اين دوره با متصرفات عثماني بين دو کشور تقسيم مي گردد. شروع جنگ جهاني دوم و تحليل رفتن قدرت اقتصادي و نظامي دو کشور استعمارگر و ظهور پديده ناسيوناليسم عربي در منطقه پايان اين دوره فلمداد مي گردد. دوره دوم: دوره ي جنگ سرد; و قدرت نمايي دو ابر قدرت(آمريکا-شوروي)و ايفاي نقش در تحولات منطقه از ويژگي بارز اين دوره ميباشد.قدرت نمايي و رقابت توسط دو ابر قدرت بلوک غرب و بلوک شرق فضاي مناسبي را براي دولتهاي منطقه فراهم نمود تا بتواند از اين فضاي; بوجود آمده در جهت تاثير گذاري بر تحولات موجود منطقه اقداماتي را انجام; دهند که در اين راستا ميتوان به جنگ اکتبر سال  اشاره نمود.در جريان اين مسئله دو ابر قدرت جهاني به بن بست رسيده که نتيجه ي آن تلاش دو طرف در جهت سازش بين مصر و رژِيم صهيونيستي بود.همچنين از ويژگي هاي اين دوره وقوع انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(قدس-سره)در سال 1357(1979) که منجر به سرنگوني متحد اصلي ايالات متحده ي آمريکا درخاور ميانه گرديد.وقوع اين تحول بزرگ و ديگر تحولات در منطقه،ضمن بيداري ملت هابي منطقه،يادآور اين نکته بود که قدرتهاي خارجي به هيچ عنوان قادر به کنترل و مديرت رويداد هاي منطقه نميباشد. دوره سوم:  پايان جنگ سرد و فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي و تک قطبي شدن جهان،در واقع آغاز دوره سوم منطقه ي خاورميانه ميباشد.دراين دوره يکه تازيهاي آمريکا و اجراي طرح هاي خود در جهت; منافع استکباريش روز به روز; گسترش يافته که به چند مورد آن اشاره مي گردد: حضور و استقرار بلند مدت نيرو هاي نظامي آمريکا در خليج فارس و ايجاد پايگاه هاي نظامي در شيخ نشين هاي حاشيه ي خليج فارس.  تلاش در جهت مهار جمهوري اسلامي ايران با پشتيباني نظامي از صدام در هشت سال دفاع مقدس و اعمال تحريم هاي اقتصادي با هدف تضعيف انقلاب اسلامي و جلوگيري از صدور انقلاب اسلامي به ساير ملت هاي منطقه. تلاش در جهت حل منازعه کشور هاي عرب با رژيم صهيونيستي با هدف به رسميت شناختن اين رژيم جعلي توسط کشورهاي عربي و حمايت همه جانبه در جهت مسلط نمودن رژيم صهيونيستي برمنطقه خاورميانه به عنوان يک دولت قدرتمند و دارنده ي سلاح هسته اي . دوره چهارم:  پايان تسلط مطلق آمريکا بر منطقه خاورميانه از ويژگيهاي اين دوره مي توان قلمداد کرد. عواملي که در اين دوره باعث تضعيف جايگاه آمريکا در خاورميانه گرديد عبارت بود از حمله آمريکا در زمان اساست جمهوري بوش  به افغانستان و عراق به بهانه از بين بردن تروريست که علاوه بر عدم موفقيت در اين امر، باعث تقويت جريانهاي افراطي در اين کشورها گرديد. ظهور جريانهاي افراطي و فعاليت تروريستي در ساير کشورهاي منطقه خاورميانه. شکست و فروپاشي فرآيند صلح خاورميانه به دليل عدم بي طرفي دولت آمريکا در اين فرآيند و عدم پايبندي رژيم صهيونيستي به توافقات حاصله. شکست رژيم هاي سنتي عرب و دست نشانده آمريکا در رويارويي با جريان هاي اسلامي از جمله خيزش جنبش مقاومت اسلامي در فلسطين اشغالي و موفقيت اخوان المسلمين مصر در انتخابات پارلماني. تحولات ذکر شده و ديگر تحولات منطقه در زوال رفتن نفوذ آمريکا در منطقه تاثيرگذار بوده است. دوره جديد- ظهور خاورميانه اسلامي اقدامات سخت افزاري نو محافظه کاران آمريکا در راستاي ايجاد خاورميانه بزرگ با محوريت رژيم صهيونيستي، به ويژه در جريان حمله عراق نه تنها سبب فروپاشي اجماع جهاني حول محوريت آمريکا گرديد، بلکه از سوي ديگر قدرت نرم و مقبوليت آمريکا در منطقه نيز به شدت کاهش پيدا کرد. ظهور بازيگران جديد منطقه و نحوه بازي آنها، بخصوص ديپلماسي فعال ايران و کشورهاي مرتبط، منجر به گسترش حوزه هاي نفوذ آنان گرديد. اين موضوع باعث شد صورتبندي جديدي در منطقه شکل بگيرد، که آن را مي توان خاورميانه با هويت اسلامي ناميد. خاورميانه اي که ويژگيهاي آن به هيچ وجه با منافع آمريکا و غرب همخواني ندارد. دستگاه تبليغي غرب در آغاز سعي نمودند خاورميانه اسلامي را با هلال شيعي «ايران،عراق،سوريه،لبنان» هم رديف قرار بدهند و مانع رشد و رويکرد ساير ملتهاي منطقه به آن شوند.اما با پيروزي جنبش حماس در فلسطين اشغالي و تشکيل دولت و نيز دست يافتن اخوان المسلمين به نتايج قابل قبولي در انتخابات مصر، قدرتهاي غربي بخصوص آمريکا خود را در مقابل يک جريان قوي اسلامگرايي اعم از شيعه و سني احساس نمودند. خطر اصلي براي آمريکا و قدرتهاي غربي در رابطه با ظهور خاورميانه اسلامي، وقوع انتفاضه مردم تونس و فرار ديکتاتور دست نشانده آن، و هم چنين بدنبال آن انتفاضه مردم مصر و سرنگوني حسني مبارک رئيس جمهور آن کشور که نقش اصلي را در جهت به ثمر رسيدن اهداف آمريکا و رژيم صهيونيستي و قدرتهاي غربي در منطقه خاورميانه ايفا مي نمود، شکل جدي بخود گرفته است. آمريکا وهم پيمانان غربي اش مي کوشند با جلوه دادن يک ظاهر موافق با اين تحولات مردمي در منطقه خاورميانه، و با نقاب دوستي از تبديل خاورميانه اسلامي جلوگيري نموده وضمن انحراف آن را با منافع خود همراه سازند. اما به نظر مي رسد با افزايش تنفر و انزجار از ايالات متحده آمريکا، و ديگر قدرت هاي غربي در ميان ملتهاي مسلمان خاورميانه و آشکار شدن چهره واقعي آنان بعنوان اشغالگر سلطه جو و غارتگر اين هدف شوم نيز همانند ساير اهداف شوم آنها در منطقه عقيم ماند. در شکل خاورميانه اسلامي، ضمن آنکه دولت هاي مستبد و مرتجع منطقه به چالش کشانده مي شوند، زمينه به حکومت رسيدن دولتهاي مستقل و اسلامگرا ايجاد مي گردد، و نسخه دموکراسي کنترل شده غرب بي خاصيت مي گردد. در چنين صورت بندي جديد، رژيم صهيونيستي بعنوان يک رزيم جعلي، فاقد موجوديت بوده و توسط دولتهاي منطقه به رسميت شناخته نخواهد شد. دولتهاي غربي به ويژه آمريکا در حهن حفظ منافع خود در اين منطقه به ناچار بايد خود را با تحولات منطقه هماهنگ و تطبيق نمايند. در نتيجه عينيت يافتن مولفه هاي مذکور باعث مي گردد، خاورميانه اسلامي با بر خورداري از ذخاير انرژي جهان، موقعيت استراتژيک، فراگير بودن دين مبين اسلام، جمعيت قابل توجه و... به يکي از بازيگران اصلي و بسيار تاثير گذار در صحنه بين الملل تبديل، که ساير بلوک هاي قدرت را کاملا تحت الشعاع خود قرار داده و توان به چالش کشيدن نظام سلطه و ساير قدرتها را در خود ايجاد نمايد.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield