ایران پرسمان

آخرين مطالب

چرا رهبران دروغ مي گويند؟ بين الملل

چرا رهبران دروغ مي گويند؟

  بزرگنمايي:

چکيده:
جان ميرشايمر به عنوان يکي از مهمترين متفکرين واقع گرا درسياست خارجي به شمار مي آيد. تحليل روشن،صريح ،صادقانه وبدون ترس وي د رکتاب «لابي اسرائيلي و سياست خارجي ايالات متحده» (2007م) طوفاني در نگاه سياست خاورميانه اي ايلات متحده آمريکا برانگيخته است.وي در کتاب«چرا رهبران دروغ ميگويند؟»به يکي بحثهاي بحث برانگيز ودرحال مطالعه روابط بين الملل ميپردازد: دروغ گفتن.اين کتاب نخستين تجزيه وتحليل سيستماتيک از دروغ گفتن سياستمداران است .وي استدلال ميکند اغلب رهبران سياسي به دلايل استراتژيک دروغ ميگويند.
راست گويي عبارت است از بازگو نمودن وقايع رخ داده از روي حافظه. حافظه ممکن است که در محفوظات خود دچار خلل شود وهم چنين براي حافظه به خاطرسپردن تمامي جزئيات وقايع امکان ناپذيراست.
دروغ گويي هنگامي رخ ميدهد که فردي از روي اراده بخواهد افراد ديگر را از دانستن تمامي ويا اصل حقيقت رخ داده بازدارد. دروغگو گمان دارد و يا احتمال ميدهد که اظهارنظرش را افراد ديگر حقيقت تلقي نمايند. هم چنين وي از حقايق براي فريب دادن حضار در دروغگويي استفاده مينمايد به عبارت ديگر راست و نادرست بايکديگر ممزوج ميشوند.
کژتابي از فريب متمايز است در کژتابي فرد دربيان حقايق، تاکيد بر موضوعات و تفسير آنها به گونه اي عمل ميکند که شنونده يا خواننده آن چه وي ميخواهد برداشت نمايد. کژتابي يعني اغراق ويا تحريف کردن و نه دروغ گويي. دروغ گفتن+کژتابي+پنهان کاري= فر يب
تايگر وود در مصاحبه اي درسال2000 ميلادي کژتابي را اين گونه بيان ميکند:«من ياد گرفته ام که شما ميتوانيد حقيقت رابگوييد، اما شما مجبور به بيان تمام حقيقت نيستيد»
در دادگاههاي ايالات متحده راه خوبي براي تشخيص دروغ گويي و کژتابي پيدا نموده اند، به فردي که قصد سوگند خوردن دارد ميگويند:«حقيقت رابگو، تمام حقيقت و نه چيزي جز حقيقت»
راه سوم فريب دادن، پنهان کاري است. يعني خودداري کردن از ارائه تمامي اطلاعات به افراد. نمونه:
جورج بوش به عموم مردم آمريکا اطلاع نداد که پيش از آن که جنگ عراق آغاز شود در مارچ سال 2003 ميلادي دو نفر از افراد القاعده به نام خالد شيخ محمد و ابو زبيده به طور جداگانه به بازپرسهاي آمريکايي خود گفته بودند، اسامه بن لادن درباره درخواست از صدام حسين پيرامون ايجاد يک اتحاد عليه ايالات متحده انديشيده بود اما بر عليه اين موضوع تصميم گرفت اگر اين مطلب به اطلاع عموم ميرسيد بوش نمي توانست ادعا کند که بن لادن وصدام با يکديگر هم دستي نموده اند.
اگر خريدار وفروشنده يک ملک قيمتي بالاتر ويا پايين تراز بهاي واقعي مسکن ارائه کنند، هردو مي دانند که احتمال دارد طرف مقابل بلوف زده باشد. اين مثال مي تواند در عرصه سياست خارجي نيز صادق باشد. (شايان ذکر است که درسياست خارجي مي توان دروغ را تحت عنوان منافع ملي توجيه کرد)
در روابط بين الملل رهبران از فريب و کژتابي به جاي دروغ گويي استفاده مي کنند. زيرا هيچ فردي دوست ندارد که او را دروغگو خطاب کنند.
فهرست دروغهاي بين المللي:
دروغ گقتن بدليل جلب حمايتهاي عمومي دربرابر تهديد خارجي؛
هدف اين است که با ايجاد انگيزه در مردم، آنان تهديد پيشرو را جدي تلقي کرده وفداکاري هاي لازم را در جهت حفظ منافع ملي انجام دهند. اين نوع دروغ را دروغهاي استراتژيک UPS نيز مي نامند.
دروغهاي استراتژيک UPSجهت مخفي کردن سياستهاي شکست خورده يا سياستهاي جنجالي از عموم مردم و يا حفظ خود و دوستان خود دربرابرمجازات هاي داخلي ويا بين المللي انجام ميگيرد: دروغ گفتن به مردم درباره بي کفايتي نظامي در زمان جنگ جهت حفظ همبستگي درون ملت يکي از اين موارد است.

دروغهاي ليبرال:
اين دروغها از سوي دولتها هنگامي  بيان مي شود که رفتار آنها در تناقض با هنجارهاي ليبرال که به صورت قانون در حقوق بين الملل تصويب شده اند و مورد پذيرش تمام کشورهاي جهان است، باشد. رهبران دولتها در اين مواقع با اختراع کردن داستانهاي آرمانگرايانه سعي درپنهان کردن اقدامات کوته نگرانه خود دارند.
امپرياليسم اجتماعي:
امپرياليسم اجتماعي باهدف بدست آوردن منافع اقتصادي و سياسي در کشورهاي ديگر انجام مي شود. اين امر به جهت انحراف افکار عمومي از مشکلات و مجادلات داخلي انجام ميشود.
دروغ به طور کلي بردو نوع است:
دروغ خودخواهانه و دروغ استراتژيک
دروغ هاي خود خواهانه جهت حفظ فرد (رهبر سياسي) وهم پيمانانش از مجازات و دروغهاي استراتژيک براي کسب اندکي مشروعيت گفته ميشود. هرچند که هميشه اين احتمال وجود دارد مضرات آن از مفايد آن بييشتر باشد.
دروغ گفتن بين کشورها:
سر هنري ووتون ديپلمات قرن17 بريتانيا ميگويد:« يک مرد درستکار فرستاده شده براي دروغ گفتن در خارج از کشورش .»
رهبران سياسي و ديپلماتهاي آنها بيشتر از دورغ  به يکديگر حقيقت مي گويند اما در هنگام استفاده از اين فن نيز پنهان کاري را بر دروغ گويي ترجيح ميدهند. در واقع به سختي ميتوان مورادي در تاريخ يافت که دولتها درون خود به دروغ گويي  پرداخته باشند زيرا اين نوع از دروغ گويي به خوبي پنهان شده است وکمتر بدان اعتراف مي شود.
چند نمونه: نخست وزير اسبق اسرائيل، اسحاق شامير گفته است:« به منظور سرزمين اسرائيل هردروغي جايز است» همچنين رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق ايالات متحده نيز گفته است « اعتماد کن ولي صحت وسقم موضوع را روشن کن»
به همين دليل است که رهبراي کشورهاي غربي مي دانند ايران درحال توسعه وتکثير سلاحهاي هسته اي نيست. آژانس انرژي اتمي مي تواند بخوبي فعاليتهاي هسته اي ايران را زير نظر داشته باشد.
اساساً دولت هنگامي به دروغ متوسل ميشود که منافع حاصل از فريب کشور مورد نظر از مضرات افشاي احتمالي آن بيشتر باشد. کشور قرباني دروغويي هنگامي دروغ را باور مي کند که احتمال حقيقت در آن نهفته باشد به همين دليل دروغ گفتن بيش از اندازه موجب بي تاثير شدن آن است اگر رهبر يک کشور به دروغگويي متهم شود وپايه هاي اعتماد به اوسست شود، وجهه داخلي وبين المللي او به شدت آسيب پذير ميشود.
چرادولتها به يکديگر دروغ ميگويند؟
مهم ترين دليل دروغ گويي دولتها به به يکديگر به دست آوردن حداکثر قدرت است.
آرتور سيلوستر معاون وزير دفاع ايالات متحده در دولت کندي(دوران جنگ سرد) ميگويد:«من فکر ميکنم دليل اصلي دولتها از دروغ گويي ، حفظ خود در برابر تهديد هسته اي باشد.»

برخي از روشهاي دروغگويي دولتها به يکديگر:
1: اغراق در مورد توانامندي هاي دولت به دليل ترساندن رقيب
هيتلر در طول سالهاي دهه 1930 در مورد توانايي هاي نظامي آلمان دروغ گفت. او به بريتانيا و فرانسه چنين وانمود کرد که آلمان در جهت تجديد تسليحات نظامي قدم برنميدارد.هم چنين در تصرف نواحي راين لند توانست دول اروپايي رافريب دهد. در همين زمان جوزف استالين در حال تجديد قواي ارتش سرخ شوروي بود او به اين مي انديشيد که تضعيف شدن اتحاد جماهير شوروي آلمان را به حمله به اين کشور دعوت ميکند. استالين و معاونانش اين تلقي را در جهان ايجاد کردند که اتحاد جماهير شوروي يه نيروي مبارز ترسناک در جهان ميباشد درحالي که خود ميدانستند اين گونه نيست.
مورد ديگري از اين موارد در طول دوران جنگ سرد رخ داد. خروشچوف رهبر اتحاد جماهير شوروي از سال 1957به مدت سه سال درباره توانايي موشکهاي استراتزيک بالستيک (ICBM) شوروي اغراق نمود تا به دولت آيزنهاور در خصوص رها سازي برنامه هاي ساخت موشکهاي استراتژيک بالستيک (ICBM) ايالات متحده عليه اتحاد جماهير شوروي فشار وارد کند.
2: به حداقل رساندن اهميت تواناي نظامي خاص به منظور جلوگيري از تحريک حمله به منظور نابودي آن توانمندي.
نمونه: آدميرال آلن فون فرمانده نيروي دريايي آلمان در سال 1897 ناوگاني بسيار نيرومند راه اندازي کرد. ولي از آنجايي که اين ناوگان احتمال آسيب پذيري بالايي از سوي بريتانيا داشت با راه اندازي يک کمپين تبليغاتي به دروغ وانمود کرد که اين ناوگان به منظور حراست از تجارت دريايي رو به رشد آلمان راه اندازي شده است.
اسرائيل به ايالات متحده درمورد برنامه توليد سلاح هاي هسته اي در نيروگاه ديمونا دروغ گفت ، به اين دليل که ميدانست ايالات متحده اورا مجبور به متوقف نمودن پروژه ميکند. هنري کيسنجر در سال 1969 در اين باره اعتراف نمود که «اين يک برنامه بوده و اسرائيل ما را به طور مداوم فريب داده است»
درسال 1963 اتحاد جماهير شوروي موشک هاي هسته اي خود را در خليج خوکهاي کوبا نصب نمود. آنها به طور مداوم به کندي اطمينان ميدادند که هرگز اين گام خطرناک را برنخواهند داشت. در واقع هدف آنان اين بود که کندي را با عمل انجام شده مواجه کنند تا موشکها در کوبا نصب شود ، بدون آن که کندي متوجه دليلي شود تا عليه اتحاد جماهير شوروي حرکتي انجام دهد .
حالت ديگر از اين نوع دروغگويي ، بي اهميت جلوه دادن يا مخفي کردن توانايي هاي نظامي خود براي به حداقل رساندن شانس دشمن در تغيير استراتژي مقابله است. نمونه: بريتانيا در جنگ جهاني اول ماشين هاي زرهي ساخته بود ولي به دروغ اعلام کرد که اين خودروها داراي منبع هستند وجهت اتنقال آب به خطوط جبهه استفاده ميشوند. هم چنين شرکت سازنده اين خودروهاي زرهي تلاش ميکرد تا وانمود کند اين خودروها براي روسيه ساخته ميشوند بر روي هردستگاه «براي مراقبت از پتروگراد» به ارتفاع 12 اينچ به حروف روسي حک شده بود.
اتحاد جماهير شوروي در 15 سال پاياني جنگ سرد اقدام به ساخت سلاح هاي بيولوژيکي علي رغم امضاي کنوانسيون منع سلاح هاي سمي و بيولوژيک که درسال 1975 اجرايي شد ، مبادرت ورزيد. دروغگويي مسکو در سال 1979 با در گذشت بيش از 100 نفر توسط ميکروب سياه زخم در شهر اسوردلوسک به دليل مجاورت با فعاليتهاي ساخت سلاح هاي بيولوژيکي افشا شد. دولت ادعا نمود که اين افراد به دليل استعمال گوشتهاي آلوده درگذشته اند. هدف شوروي از اين امر حفظ مزيت نظامي بيش از کشورهاي رقيب بود.
3: رهبران يک کشور ممکن است نيات خصمانه خود را نسبت به يک کشور ديگر بي اهميت جلوه دهند و پنهان نمايند.
نمونه: تلاش هيتلر در طول سالهاي 1933 تا1938 براي متقاعد کردن قدرتهاي اروپايي مبني بر تعهد وي به صلح ميباشد. او ميگفت:«مشکلات امروز آلمان با جنگ رفع نشده و جنگ دوباره آغاز نخواهد شد.» و سخنراني معروف او در ورزشگاه مونيخ ، قبل از توافق بدنام مونيخ بود که او جسورانه اعلام کرد «کسب زودتزلند آخرين ادعاي ارضي من براي ساختن اروپا خواهد بود» که هردوي اين عبارات دروغ آشکار بود.
يکي ديگر از اين نمونه ها رفتار اتحاد جماهير شوروي و ژاپن در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم بوداين دو کشور معاهده بي طرفي با يکديگر منعقد نموده بودند، امادرکنفرانس يالتا استالين به روزولت وعده داد که ظرف سه ماه ارتش سرخ ژاپن را پس از حمله آلمان نازي شکست خواهد داد. رهبران ژاپن مظنون شده بودند که معامله اي در کنفرانس يالتا رخ داده است و از رهبران شوروي استفسار کردند که در صورت تغيير وضعيت پيمان بي طرفي دوکشور چه کسي پاسخگو خواهد بود؟ ارتش سرخ پس از انفجار بمب اتمي در هيروشيما در آگوست 1945 به ژاپن اعلام جنگ کردند.
گاهي اوقات رهبران سياسي جهت پنهان کردن اقدام تهاجمي عليه کشور ديگر دروغ ميگويند. در ماه آوريل سال 1980 خبرنگاري از دبير مطبوعات جيمي کارتر رئيس جمهور اسبق ايالات متحده ميپرسد:« آيا ايالات متحده برنامه ريزي جهت راه اندازي عمليلت نظامي براي آزادي گروگانها در ايران انجام داده است ؟» پاول احساس کرد که هيچ راهي جز دروغ موجود نيست زيرا ايران ممکن است در اين امر هشيار شود. بنابر اين وي به خبرنگار دروغ گفت.
4:دولت ممکن است دروغي را براي بي اهميت جلوه دادن نيات خصمانه خود بگويه نه به دليل تسهيل يک هدف بلکه به دليل اجتناب از تحريک بي دليل رقيب.
اين منطق در سالهاي نخستين جنگ سرد رخ داد . هنگامي که کشورهاي اروپاي غربي دو پيمان دفاعي منعقد کردند. معاهده دانکريک (1947) ومعاهده بروکسل(1948). هردو معاهده مبني بر مراقبت از عدم طغيانگري آلمان بود، اما درواقع هردو به منظور جلوگيري از توسعه طلبي اتحاد جماهير شوروي در اروپا طراحي شده بود. بريتانيا وفرانسه درباره نيات واقعي اين اتحاد ها دروغ گفتند زيرا نميخواستند اتحاد جماهير شوروي آگاه شوند آنان به ديد يک تهديد جدي به او مينگرند.
5: نوع پنجم هنگاميست که يک دولت تلاش ميکند تا بر رفتار دولت رقيب بوسيله تهديد به حمله تاثير گذارد حتي اگر هيچ گاه قصد حمله نداشته باشد. ممکن است اين تهديد خالي (بدون قصد تهاجم) طراحي شده باشد تا دشمن را مرعوب کند تا کاري که خلاف اهداف اوست انجام ندهد. رفتار آلمان در طول سالهاي 1905 و1906 مبني بر تحريک فرانسه وآلمان در بحران مراکش از اين سنخ ميباشد. سياستمداران آلمان اين تصميم را به جهت از بين بردن روابط حسنه و صميمي ميان فرانسه وبريتانيا که به تازگي بوجود آمده بود، اتخاذ کردند. همان طور که نورمن ريچ نويسنده تاريخ مينويسد « اين يک راه حل نظامي بود که به طور جدي توسط رهبران آلمان اتخاذ شد»
درماه اوت سال 1986 دولت ريگان آگاه شد که معمر قذافي ممکن است برنامه ريزي جهت يک کميته بزرگ تروريستي را آغاز کرده باشد. براي جلوگيري از اين امر کاخ سفيد گزارش هايي به دروغ تهيه کرد که ليبي توسط جنگنده بمب افکنهاي ايلات متحده بمباران خواهد شد ويا قذافي توسط يک کودتا سرنگون ميشود. اين امر درحالي بود که ايالات متحده قصد بمباران وکودتا در ليبي نداشت و صرفا تهديد انجام شد تا قذافي با معتبر شناختن خطر سقوط خوب ، برنامه هاي خود را در حمايت از تروريسم رهاکند.
سياست هسته اي ناتو در طول جنگ سرد نمونه ي ديگري ازتهديدهاي خالي (بدون قصد تهاجم) است.اين برنامه بدين منظور بود که اگر پيمان ورشو بخواهد به اروپاي غربي حمله کند و در آلمان پيشروي نمايد، ناتو از سلاح هاي هسته اي خود استفاده ميکند تا تهاجم اتحاد جماهير شوروي و متحدانش را عقب رانده و احتمالا به پشت مرزهاي آلمان بازگرداند برخي از سياستمداران مهم آمريکا همچون هنري کيسنجر(وزير امور خارجه) ورابرت مک نامارا (وزير سابق دفاع) اين سياست را تاييد کردند. اما در آينده روشن شد سياست استفاده از سلاح هاي هسته اي عليه حمله شوروي با سلاح هاي متعارف عليه اروپاي غربي يک تهديد خالي (بدون قصد تهاجم) بوده است.زيرا درصورت اين اقدام به طور قطع اتحاد جماهير شوروي به اقدامي تلافي جويانه دست خواهد زد و در نتيجه خطر خودکشي متقابل پيش خواهد آمد.
6:رهبران سياسي ممکن است به منظور تحريک کردن يک دولت ديگر به حمله به کشورشان دروغ بگويند.
نمونه: سياست فرار رو به جلوي بيسمارک صدراعظم پروس در تحريک فرانسه و حمله آن به پروس درسال1870، شناخته شده ترين اين موارد است. بيسمارک خود را متعهد به ايجاد آلمان يکپارچه ميدانست. او باور داشت که کشاندن فرانسه به اين بحران موجب رسيدن وي به اين هدف خواهد شد. بدين منظور با پشتکار قابل ملاحظه اي شروع به حمايت از قراردادن يک شاهزاده پروسي براي تاج وتخت اسپانيا در بهار سال 1870 نمود با علم به اين که اين اقدام موجب خشم و تحريک فرانسه به حمله خواهد شد. او براي توسعه سياست دروغ خود پيام قيصر ويلهلم اول به ناپلئون سوم را دستکاري کرد. پس از آنکه تلاشهاي بيسمارک براي به قدرت نشاندن شاهزاده پروسي در اسپانيا ناکام ماند، ناپلئون سوم از قيصر خواست که به قول خود مبني بر عدم تکرار اين وقايع عمل کند. قيصر با مخالفت خود با خواست فرانسه قصد پيداکردن يک راه حل مسالمت آميز براي حل بحران را داشت ولي بيسمارک بادستکاري نامه قيصر اين گونه وانمود کرد که قيصر قصد انسداد تمامي راههاي مذاکره را دارد. با ارسال تلگراف قيصر به فرانسه به زودي حمله اين کشور به پروس آغاز شد.

7:هنگامي که يک کشور نگران عدم توجه کافي متحدانش به خطر يک دولت رقيب ميباشد ، در مورد توانايي ها کشور رقيب به متحدانش دروغ ميگويد.
نمونه: دولت بوش در اوائل سال2005 به چين ، ژاپن وکره جنوبي نسبت به تهديدهاي مطرح شده توسط کره شمالي دروغ گفت. دبير شوراي امنيت ملي دولت بوش به آسيا رفت و ادعا کرد که کره شمالي گاز هگزا فلورايد اورانيوم عنصر حياتي در ساخت جنگ افزار اتمي را به ليبي فروخته است اما درواقع پاکستان گاز هگزا فلورايد اورانيوم را به ليبي فروخت. هرچند اين احتمال وجود دارد که پاکستان ترکيب اوليه را از کره شمالي خريداري کرده باشد اما هيچ مدرکي وجود ندارد . درواقع شواهد نشان ميدهد که اين دو معاملاتي جداگانه بوده اند.
8: نوع هشتم دروغ گويي دولتمردان زمانيست که به جهت تسهيل فعاليت جاسوسي در دوران صلح دورغ ميگويند.
نمونه: ايالات متحده در موضوع جاسوسي هواپيماهاي حاسوسي U-2 که خلبان آن گري پاور توسط اتحاد جماهير شوروي درسال1960 به ضرب گلوله کشته شد،دروغ گفت. درآن زمان آيزنهاور درحال عزيمت به پاريس براي آغاز مذاکرات مهم منع آزمايش هاي هسته اي با خروشچوف بود. دولت آيزنهاور اعلام کرد که به دليل وجود مکانيسم خود تخريبي نه هواپيما ونه خلبان سالم نمادند وسرانجام اعلام کرد که که هواپيماي U-2 هواپيماي جاسوسي نبود و هواپيماي تحقيقاتي آب وهواي ناسا بوده که زير فشار کمبود اکسيژن وارد حريم هوايي شوروي شده است. درنهايت واشينگتن به اجبار اعتراف کرد که ماموريت هواپيما ، جاسوسي برفراز آسمان اتحاد جماهير شوري بوده است.
در1954 اسرائيل تلاش کرد به رابطه مصر وبريتانيا و ايلات متحده از طريق ارسال يک حلقه جاسوسي و خرابکاري درون خاک مصر، صدمه بزند. اين جاسوس ها توانستند کتابخانه خدمات اطلاعاتي ايالات متحده را در اسکندريه منفجر کرده و چند هدف ديگر در قاهره را نابود کنند اما خرابکاران دستگير شدند. جاي تعجب نبود که نخست وزير اسرائيل موشه شارتي ادعا کرد «تمام توطئه از اسکندريه آغاز شده است .اين يک نمايش جهت محاکمه گروهي از يهوديان قرباني اين توطئه ميباشد.»
9: دروغ گويي به دليل کسب مزيت نظامي در دوران جنگ:
نمونه: در دوران جنگ جهاني دوم بريتانيا عمليات گسترده فريب را عليه آلمان بکار بردکه دروغ گويي در آن امري رايج بود.در جنگ جهاني دوم عمليات فريب گسترده اي از سوي طرفين درگير بکار برده شد.البته فريب در جنگ امري متداول ميباشد.
10: رهبران سياسي حين انجام مذاکره معاهدات و موافقت نامه هاي رسمي براي دريافت يک منفعت ويا معامله بهتر ممکن است دروغ بگويند.
نمونه: طبق قوانين اتحاديه اروپا بايد کشورهاي عضو کسري بودجه خود را بايد کم تراز 3درصد از توليد ناخالص ملي نگه دارند.يونان هنگام ورود به اتحاديه در مورد اعداد مربوط به کسري بودجه خود درسالهاي دهه 1990دروغ گفت و درسال 2001 به عضويت اتحاديه اروپا درآمد.
هم چنين ايلات متحده دردهه1950به هم پيمانان خود: فرانسه ،آلمان ،ايتاليا و... درباره پيوستن آنان به پيمان مشترک دفاع اروپاييEDC دروغ گفت. آيزنهاور به آنان گفته بود که در صورت امضاي اين پيمان در برابر اتحاد جماهير شوروي از آنان پشتيباني خواهد کرد اين وعده درحالي داده شد جان فاستر دالاس (وزير امور خارجه) بعدها اعتراف کرد ، هيچ طرحي مبني براستفاده از نيروهاي نظامي ايالات متحده در حمايت از اروپاي غربي در برابر يورش احتمالي شوروي در دست بررسي نبود.
در پايان نويسنده نتيجه ميگيرد : که رهبران سياسي در طول دو جنگ جهاني به مراتب بيشتر از دوران صلح به دروغ گويي پرداخته اندو علت اصلي آنان در اين امر علاقه به بقا و حفظ منافع کشورهاي خود بوده است.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

سکولاریزم تونسی یا واقعگرایی سیاسی؟

سیاه پوست رو سفید

النهضه در مسیر سکولاریسم اسلامی

آل‌سعود، آل‌داعش

رسوایی دیگر؛ رشوه سعودی‌ها به نمایندگان مجلس انگلیس

بازداشت ده ها جوان در بروکسل

هشدار کاخ سفید به پاکستان درباره حافظ سعید

افشای علت بازداشت سعد حریری در عربستان !

آزادسازی همه مناطق بین صلاح الدین و الانبار عراق

راهبرد آمریکا باعث افزایش تلفات در افغانستان شده است

دیدار نخست وزیر ایتالیا با رئیس جمهور و نخست وزیر تونس

اشغال یک شهرک توسط بوکوحرام در شمال نیجریه

آمریکا برای تقسیم سودان تلاش می کند

هشدار گوترش درباره تشدید نقض حریم هوایی لبنان از سوی اسراییل

معترضان به خشونت علیه زنان در مادرید دست به تظاهرات زدند

تکرار شکست آمریکا و عربستان، این بار در سازمان منع سلاح های شیمیایی

هر 10 دقیقه یک کودک یمنی می میرد

پایان داعش مرهون مرجعیت، جوانان عراقی و کمک ایران است

کابوس بحران انسانی در یمن؛ ریشه های واقعی جنگ

لغو تظاهرات علیه تروریسم در پاریس

ادعای ناپدید شدن 275 هزار شهروند در انگلیس

حذف برادران عالمیان در یک چهارم نهایی

آمریکا نباید به تروریست ها سلاح بدهد

وزارت خارجه آمریکا زنان، لاتینی ها و سیاه پوستان را اخراج می کند

داعش از منطقه سینای مصر به عنوان ولایت سینا یاد می کند

ناتوانی مصر در مقابله با ناآرامی ها در منطقه سینا

واکنش‌ها و محکومیت حمله تروریستی در مصر

گزارش یونیسف درباره اوضاع بد کودکان یمنی

ادامه حمایت کاخ سفید از جنایات عربستان در یمن

حمایت آمریکا از متهمان به فساد مالی در ونزوئلا

مهلت ده روزه اتحادیه اروپا به بریتانیا

بمب افکن های روسیه مواضع تروریست های تکفیری را درهم کوبیدند

تظاهرات سراسری در لهستان علیه تغییرات در دستگاه قضایی

ضرب الاجل ده روزه اتحادیه اروپا به انگلیس

رژیم سعودی از شکست خود در لبنان عبرت بگیرد

365 کشته و زخمی بر اثر انفجار مسجدی در مصر

برداشت ترامپ اشتباه است

قصور سازمان ملل در قبال مسلمانان میانمار

ترامپ، دختر و دامادش را از کاخ سفید اخراج کرد!

همکاری هند و ایران در حوزه صادرات نرم افزار

آخرین شام هیتلر قبل از خودکشی

چرا آمريكا به مرز سوريه و تركيه نيروى نظامى فرستاد؟

در مورد سند جديد حماس توضيح دهيد؟

ونزوئلا؛ قرباني پوپوليسم يا نئوليبراليسم؟

راز يک هشدار تاريخي

قانون اساسي جديد افغانستان و پرسمان موازين حقوق بين الملل

حاميان اصلي تروريسم درخاورميانه چه کساني هستند

سياست خارجي آمريکا ما را در دستان بانک‌هاي بي‌رحم گرفتار کرده است

قطعنامه ضدايراني، با ايران چه کرد؟

حزب الله لبنان: مقاومت به حمله اسرائيل در «زمان و مکان مناسب» پاسخ مي‌دهد