ایران پرسمان

آخرين مطالب

آيا برقرارى رابطه با آمريكا مى‏تواند مشكلات كشور را مرتفع كند؟ سياسي

آيا برقرارى رابطه با آمريكا مى‏تواند مشكلات كشور را مرتفع كند؟

  بزرگنمايي:

آيا برقرارى رابطه با آمريكا مى‏تواند مشكلات كشور را مرتفع كند؟ سود و زيان مذاكره و رابطه با آمريكا چيست؟
محاسبه سود و زيان در برقرارى رابطه با آمريكا يكى از مسايل اساسى درگفتگوى سياسى، محاسبه سود و زيان است. عرف بين‏المللى بدين‏گونه ‌كه ‌اگر رابطه سياسى واجد حداقلى از منافع نباشد و يا رابطه ضرر داشته باشد، در كشور اقدام به برقرارى ارتباط سياسى بين دولتين نمى‏كنند چرا كه برقرارى رابطه، موجد هزينه‏هايى است و تداومآ نيز همواره هزينه دارد. بر اين اساس دولت‌ها به تناسب نيازى كه به مراوده با جهان خارج دارند و نيز به تناسب توانمندى آنان براى قبول هزينه رابطه، با دولت‏هاى خارجى ارتباط برقرار مى‏كنند. ما مى‏توانيم كشور خودمان را مثال بزنيم. ايران در حال حاضر با پاره‏اى از كشورهاى جهان رابطه سياسى ندارد و با پاره‏اى از كشورها رابطه در حد بسيار ضعيفى است و اين روال كنونى همه دولت‏ها و ملت‏هاست.
ممكن‌ است كشورهايى نظيرايران استراتژى خارجى‏شان بر«رابطه با همه» مبتنى باشد و جز در موارد خاص از ارتباطات استقبال كنند ولى در عين حال به ‏دليل هزينه بالاى رابطه و غير ضرورى ‏بودن ارتباطات از برقرارى رابطه سياسى با كشورهايى اجتناب ورزند. در اين صورت نبايد اين كشورها را سرزنش كرد كه شما برخلاف استراتژى‏تان به قطع رابطه گرايش داريد. درباره رابطه ايران با آمريكا ممكن است چهار حالت كلى مقصود باشد:
مذاكره با آمريكا ضررى ندارد و سودمند است.
رابطه با آمريكا نه سود دارد و نه زيان.
رابطه با آمريكا ضرر دارد.
رابطه با آمريكا زيان‏ها و سودهايى دارد.
بايد ديد رفتار ما در برابر هر گزينه بايدچگونه باشد.
ما در اينجا فعلاً نمى‏خواهيم به تاريخ روابط دو كشور مراجعه كنيم و از پيش قضاوتى داشته باشيم. اگر رابطه با آمريكا ضررى براى ايران نداشته باشد و علاوه‌بر آن سودمند باشد، برقرارى رابطه با اين كشور اصل است و قطع رابطه به دليل نيازمند است. اگر رابطه با آمريكا نه سودمند باشد و نه زيان‏آور، برقرارى رابطه به دليل نيازمند است و قطع رابطه نيازمند دليل نيست چراكه برقرارى رابطه هزينه مى‏خواهد. اگر رابطه با آمريكا ضرر داشته باشد، اصل بر قطع رابطه است و برقرارى رابطه منطقى نيست. در شكل چهارم كه برقرارى رابطه از جهاتى سودمند و از جهاتى زيان‏آور است، برقرارى رابطه به شرطى است كه سود رابطه بر زيان آن بچربد، در حالى ‏كه قطع رابطه مى‏تواند مبتنى بر زيان‏آور بودن صورت گيرد.
در اين چهار گزينه تنها يك گزينه به ما توصيه مى‏كند كه با آمريكا رابطه داشته باشيم، در حالى‏كه در سه گزينه، منطق رياضى ما را از برقرارى رابطه پرهيز مى‏دهد. در اين ميان در دو مورد، رابطه را مشروط مى‏كند كه اگر زيان هم دارد ولى سود آن بيشتر است مى‏توان رابطه سياسى را برقرار نمود. با اين وصف در ارتباط با آمريكا بايد ديد اصل بر كدام گزينه‏هاست يا به ‏عبارت‏ ديگر برقرارى رابطه به كدام گزينه نزديك‏تر است. آيا رابطه با آمريكا زيان دارد؟ يا هم سود دارد و همزيان؟ يا نه زيان دارد و نه سود؟ در اينجا بايد به تاريخ روابط ايران و آمريكا و خصلت آمريكائيها مراجعه كرد چرا كه ما بدون آن‏كه به تجربه تازه‏اى نياز داشته باشيم، مى‏توانيم براساس رفتار دشمن در گذشته، وضعيت روابط آينده با او را مورد ارزيابى قرار دهيم.
تاريخ سياسى ما مى‏گويد از زمانى كه آمريكايى‏ها (به‏عنوان يك قدرت جهانى) در سال 1322 (اواخر جنگ دوم جهانى) به ايران پاى نهادند، تا 13 آبان 58 که از آن رانده شدند، همواره برخورد تحقيرآميزى با ايرانيان داشته‏اند و خودشان نيز موارد زيادى به آن اذعان كرده‏اند. شايد بتوان گفت آخرين مورد آن، اعتراضى است كه گزارشگر تلويزيون دولتى آمريكا در آبان ‏ماه گذشته در مورد دخالت «سيا» در كودتاى 28 مرداد 32 داشته است. اين گزارشگر در مصاحبه با دكتر خرازى صراحتا ًگفته است: «در مورد آن كودتا، كه ترديدى ندارد؟ شواهد نشان مى‏دهد كه با دخالت سيا شاه روى كارآمد. علاوه بر اين دخالت‏ها، در طول دوران20 سال آخر نيز بدون ترديد آمريكائيها ضربات فراوان و بعضاً جبران‏ ناپذيرى بر انقلاب اسلامى وارد كرده‏اند. در اين دوران، آشكارا ايالات متحده درپى سرنگون‏كردن نظام جمهورى اسلامى بوده است. آن هيچ‌گاه كتمان نكرده‏اندكه تحمل حاكميت دولت اسلامى در ايران را ندارند و دائماً در كار اخلال عليه انقلاب ما بوده‏اند. نزديكترين تلاش‏هاى آمريكا، فشار وارد آوردن بر اوكراين براى عدم فروش توربين‏هاى بخار به ايران بود.
بايداضافه كرد كه خصومت آمريكا با ايران تنها شامل عملكرد ضد ايرانى و ضداسلامى آنان در گذشته نمى‏شود. آنان در آينده نيز انگيزه فراوانى براى مخالفت با منافع جمهورى اسلامى دارند. آمريكائيها با مذهبى‏ بودن حكومت مخالف بوده‏اند و در آينده نيز مخالف خواهند بود..آمريكائيها با استقلال انقلاب ايران مخالف بوده‏اند، در آينده نيز مخالف خواهند بود. آمريكائيها با فعاليت «آزاد» نظام جمهورى اسلامى در برابر سيستم غرب‏ محور بين‏الملل مخالف بوده‏اند، فردا نيز مخالف آن خواهند بود. آمريكائيها با همدلى ايران با ستمديدگان جهان مخالف بوده‏اند، در آينده نيز مخالف خواهند بود. آمريكا با احياى اسلام سياسى در مجموعه كشورهاى اسلامى مخالف بوده‏اند، در آينده نيز مخالف خواهند بود. آمريكائيها در گذشته حمايت ما از مظلومين فلسطين و مخالفت با رژيم صهيونيستى را مصداق «تروريسم» مى‏دانسته‏اند، در آينده نيزخواهند دانست و.. با اين وصف، آمريكاى فردا همان آمريكاى ديروز است و ماهيت آن هيچگونه تغييرى نيافته است. بنابر اين ما چگونه مى‏توانيم به كسى كه ديروز رسما ًاعلام كرده «در پى خشكاندن ريشه ملت ايران» است و رسماً حدود سيصد مسافر بى‏گناه ما را بر روى آسمان خليج‏فارس به شهادت رسانده است و براى سرنگونى حكومت ايران بودجه رسمى به تصويب مى‏رساند و دولت‌مردان آن مثل يك دوره‏گرد در جهان مى‏گردند تا پيوندهاى ايران با خارج از مرزهايش را قطع كنند، اعتماد كنيم و به پاى ميز مذاكره بنشينيم. آيا براى آن همه ظلم و تجاوز،كوچك‌ترين نشانه‏اى از نرمش از سوى آمريكائيها مشاهده كرده‏ايم؟ آمريكايى‏ها با زرنگى خاصى از مذاكره با ايران دم مى‏زنند و خود را طرفدار گفتگو مى‏شمرند و در همان حال با قلدرى به ما فشار مى‏آورند تا با آنان مذاكره كنيم. خود اين مبنا به ‏تنهايى بيان‏كننده تحميلى ‏بودن مذاكره و اهداف ناگفته‏اى است كه آمريكائيها ترجيح مى‏دهند پوشيده باشد.
از سوى ديگر در حالى‏ كه آمريكا براى مذاكره ‏كردن با«كوبا»، «كره شمالى»، «عراق» و «ليبى» طفره مى‏رود و به ‏رغم درخواست رهبران اين كشورها به آن تن نمى‏دهد، به چه دليل به ايران براى قبول مذاكره فشار مى‏آورد؟ ما به ‏عنوان يك كشور جهان سومى چه تأثيرى در منافع جهانى آمريكا داريم؟ در رابطه با مذاكره با ايران، آمريكا دنبال چه چيزى است؟ چه دستاورد مهمى باعث اصرار آمريكا مبتنى بر مذاكره با ايران شده است؟ آمريكايى‏ها ديرى است دنبال جا انداختن تئورى نظام تك قطبى بهره‌برى خود هستند. در اين وادى يك روند اسلام‏گرايى، استقلال‌‏طلب و معارضه ‏جو با اهداف آنان كاملاً در تضاد مى‏باشد آمريكا در گفتگوى با ايران (به هر نتيجه‏اى كه منجر شود) به تعبير مقام معظم رهبرى «مستكبر دنبال ثابت‏ كردن حرف خودش است.» آنان مى‏خواهند مهمترين مانع ايدئولوژيك بر سر راه سياست حاكميت بر كل جهان را از ميان بردارند. آنان دنبال آنندكه همان رشته باريكى كه با حادثه تسخيرلانه جاسوسى قطع شد دوباره وصل كنند تا بتوانند از همان رشته باريك براى تحميل خواسته‏هاى خود استفاده كنند.» به تعبير مقام معظم رهبرى، مذاكره آمريكا با ايران، نقطه شروع تحميل از سوى آمريكاست: « اين حرف ‏ كه جمهورى اسلامى بگويد ما مذاكره را قبول داريم و يا به ‏نحوى اين ‏را بفهماند يا جورى كند كه معلوم بشود حالا حرفى هم ندارد كه با آمريكا مذاكره كند اين اولين ضربه‏اى است كه به ما وارد كره‏اند، تازه اين شروع تحميل‏هاست.» مذاكره ايران و آمريكا، قطعاً انقلاب اسلامى را وارد فضاى تازه‏اى مى‏كند؛ فضايى كه استكبار جهانى نه به‏عنوان يك دشمن بايد از آن بر حذر بود و در مقابل آن ايستاد بلكه به‏عنوان يك روند قابل قبول قلمداد مى‏شود. در اين فضاى تازه جايى براى مقاومت و مقابله وجود ندارد بلكه بايد «وضع‌ موجود»را پذيرفت و با عوامل به‌‏وجود آورنده آن همكارى كرد. با اين وصف، انقلابى ضد استعمارى به زانو درآمده است. حضرت امام خمينى(ره) نسبت به اين فضا كه در آن روابط خصمانه با استكبار به روابطى غيرخصمانه منجرشود، فوق‏العاده حساس بودند و آن ‏را مساوى دست‏ كشيدن از اسلام مى‏دانستند: «ممكن است بعضى‏ها كه اين چيزها را نديده‏اند با خود بگويند خوب با قدرت‏ها بايد ساخت. ولى بايد بدانند كه سازش امروز نابودى تا آخر است. دفن اسلام است تا آخر دنيا. مردم بايد محكم بايستند و از اسلام وكشور دفاع كنند و از توطئه‏ها هراس به‌ خود راه ندهند كه اگر كمى عقب بنشينند، بايد دست از اسلام بكشيم و تكليف ما خلاف اين است.»
مقام معظم رهبرى نيز با همين حساسيت، مذاكره با آمريكا را مساوى با «فناى همه ‏چيز» مى‏دانند و پيروان انقلاب اسلامى را از افتادن در اين دام برحذر مى‏دارند: «شما جوانهاى تحصيل ‏كرده، دانش‏آموزان، دانشجويان، طلاب علوم دينى، درست دقت كنيد، تأمل كنيد، چون اين‏ها مسايل مهمى است. يك ملت هم غالباً در همين جاهاى على‏الظاهر كوچك است كه سرنوشتش ساخته مى‏شود. گاهى در يك چنين مقطعى اگر درست مردم، جوانها، مسؤولين و ديگران نفهميدند قضيه چيست؟ يك زاويه‏اى باز مى‏شود كه همين زاويه به فناى همه ‏چيز منتهى خواهد شد.» يكى از جنبه‏هاى اساسى انقلاب اسلامى ايران استقلال‏طلبى از سيستم فاسد حاكم برجهان بوده است.دراين ميان شعار «نه شرقى،نه غربى» كه در مفهوم نفى نظام سلطه از سوى انقلاب اسلامى دنبال شده، به‏ عنوان بروز جنبه استقلال‏طلبى نظام برآمده از انقلاب مطرح بوده است. در اين شعار دو «نفى» آمده است و نشان مى‏دهد راه انقلاب از اساس با راهى كه قطب‏هاى قدرت جهان طى مى‏كنند جداست. امروز با فروپاشى شوروى اين نه بزرگ متوجه «آمريكا» به ‏عنوان سردمدار نظام سلطه جهانى است. ملت ما و ملتهاى دنيا تجلى اين شعار را در نفى رابطه سياسى ايران با آمريكا مى‏دانند و در شرايطى كه رابطه سياسى با آمريكا به‏معناى قبول تحميل‏هاى او مى‏باشد، رابطه به مفهوم نفى سياست خارجى انقلاب خواهد بود مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه بر اين نكته تأكيد داشته‏اند: «عزيزان من! يكى از ابعاد انقلاب اسلامى، مُشتى بود كه به دهان وطن‏فروش‏ها، وابسته‏ها و دستگاه‏هاى مزدور اجانب و دشمنان خارجى به دهان آن‏ها زده شد. انقلاب در واقع خشم ملت ايران بوده است در مقابل نفوذ خارجى و استقلال را به اين مردم داد، آن هم بعد از اين همه خونى كه داده شده‌است.» در محاسبه سود و زيان بايد ببينيم چه وضعيتى با رابطه و با قطع رابطه پيدا مى‏كنيم، يكى از جنبه‏هايى كه هر انقلاب بايد در حفظ آن بكوشد، استمرار ارزشهايى است كه بنيانگذاران انقلاب بنا نهاده‏اند و بدين‏ جهت در مورد انقلاب ما پافشارى بر راه امام راحل قابل اغماض نيست. امام راحل در مورد آمريكا به ‏حق حساسيت فراوانى داشتند و مبارزه با آن ‏را وظيفه مستمر و هميشگى بر مى‏شمردند و خودى‏ها را از داشتن رابطه با آن بر حذر مى‏داشتند. معظم‌له در اين ارتباط جملات صريحى دارند: «رابطه بين يك ملت بپاخاسته براى رهايى از چنگال چپاول گران بين‏المللى، با يك چپاولگر عالم‌‏خوار، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه (آمريكا با ايران) را به فال نيك مى‏گيريم.» از نظر حضرت امام، رابطه با آمريكا رابطه با رژيمى است كه بنا دارد با چپاول به قدرت بالاترى دست يابد. در اين وادى مصلحت ملت‏هاى مظلوم در دورى با اوست و به تبع آن ارتباط با آمريكا با مصالح مسلمين سازگارى ندارد. «نگذاريد دنياخواران از امكانات مسلمين در جهت منافع خود و ضربه ‏زدن به كشورهاى اسلامى استفاده كنند كه اين بزرگترين ننگ و عار كشور و سران ممالك اسلامى است.» با اين وصف برقرارى رابطه با آمريكا به‏معناى دست ‏كشيدن از راه امام و شيوه آن‏ حضرت مى‏باشد و اين به‏معناى تمام ‏شدن دوران انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه، حاصل گفتگو ميان ايران و آمريكا را قربانى ‏شدن انقلاب خوانده‏اند: «رابطه و مذاكره براى ملت ايران و براى نهضت جهانى (اسلام) مضر است، مضر است. واين ضرر اين است كه آمريكاييها با ورود در اين ميدان، اين ‏جور تفهيم خواهند كرد كه جمهورى اسلامى از همه حرفهاى دوران امام، دوران جنگ و دفاع مقدس، دوران انقلاب، صرف‏نظركرده است و گذشته است. اولين چيزى كه آمريكائيها ادعا مى‏كنند اين است. اولين مطلبى كه دنيا شايع مى‏كنند اين است كه انقلاب تمام شد.»
يكى ديگر از جنبه‏ها رابطه اين است كه ما تاكنون با قطع رابطه با آمريكا در چشم مظلومين و محرومين عالم عزيز بوده‏ايم و با اين عزت، انقلاب ما شناخته شده است و بدين‏جهت ما همواره در طول اين 20 سال نه در اندازه يك كشور جهان سومى كه در اندازه يك قدرت مهم بين‏المللى در صحنه‏هاى جهانى حاضر شده‏ايم. مذاكره بين ايران و آمريكا اين عزت را از بين مى‏برد و ما را به حد يك رژيم منفعل در ميان مجموعه رژيم‏هاى سياسى منفعل خاورميانه نزول مى‏دهد. بدين‏جهت عقل و منطق نيز به ما حكم مى‏كند در پى اوهام نرفته و عزت خويش را به ‏دست خويش ويران نكنيم، چه نيازى داريم كه به راه الهى انقلاب خود كه ستيز با مستكبران و جهان‌خواران است پشت كنيم و به تعبير مقام معظم رهبرى: «ماچه احتياجى داريم به اين ‏كه به در خانه مستكبرين، مستبدين و ديكتاتورهاى بين‏المللى برويم؟»
يكى از مسايلى كه در بحث رابطه با آمريكا از طرف بعضى از خودى‏ها و بيشتر از آنان از سوى غريبه‏ها و مخالفين داخلى نظام مقدس جمهورى اسلامى مطرح مى‏شود، بحث از «منافع» رابطه با آمريكاست. در اين تحليل، مفروضاتى وجود دارد. فرض اول اين است كه با گفتگو مسايل فى‏مابين ايران و آمريكا حل مى‏شود. فرض دوم اين است كه مسايل ايران به خارج ارتباط دارد و در خارج هم بدون برداشتن مانع آمريكا قابل حل نيست. فرض سوم اين است كه آمريكا توانايى حل مشكلات ايران ر ادارد. فرض چهارم اين است كه آمريكائيها به حل مشكلات ايران علاقه دارند. اين فرض‏ها در تحليل «رابطه با آمريكا مساوى است با حل مشكلات ايران»، قطعى گرفته شده‏اند و هيچ دليلى نيز براى آنان ارائه نگرديده است. در حالى ‏كه بايد از قائلين به اين نگرش ابتدا دلايل آنان را جوياشد.
يك بررسى از وضعيت كنونى آمريكا در جهان نشان مى‏دهد كه اولا ًنبايد در مورد توانايى آمريكا در حل مسايل مبالغه كرد، آمريكا، آمريكاى دو دهه قبل نيست. امروز بيشترين لطمه از ناحيه نابسامانى نظام بين‏المللى متوجه آمريكائيهاست. چه اين‏ كه سر برآوردن قدرت‏هاى تازه اروپايى و آسيايى در عرصه بين‏الملل، راه را بر حضور مطلقه آمريكا در اين عرصه بسته است. ثانيا ًارتباط ما با جهان خارج به ‏هيچ ‏وجه در چارچوب اراده آمريكا نيست. امروز اروپا و آسيا و حتى خود قاره آمريكا از ايالات متحده حرف ‏شنوى ندارند. تجربه ده سال اخير ما نشان مى‏دهد راه رابطه ايران با جهان خارج به‏هيچ‏وجه از واشنگتنن نمى‏گذرد و چه اين ‏كه امروزه راه هيچ كشورى از واشنگتن عبورنمى‏كند. افتضاح سياسى آمريكا در ماجراى قانون داماتو نشان اين موضوع مى‏باشد. ثالثاً به‏هيچ‏ روى نمى‏توان باور كرد كه آمريكا مى‏خواهد با ايران رابطه متعادل و منطقى و دوجانبه برقرار كند. آنچه آمريكائيها از ايران مطالبه مى‏كنند، قرارگرفتن در مدار سياست خارجى آمريكاست. آمريكائيها نمى‏گويند شما چه امكاناتى داريد، ما چه امكاناتى داريم، شما چه منافع و اهدافى داريد و ما چه منافع و اهدافى داريم، بياييد نقاط تلاقى منافع را بگيريم و برمبناى امكانات خود همديگر را در رسيدن به منافعى مشروع يارى دهيم. آنان از ما مى‏خواهندكه ما به آنان كمك كنيم تا آنان بتوانند راحت به چپاول دنيا دست يابند و منافع نامشروع خود را تأمين كنند. با اين وصف اين آمريكائيهاى پررو براى تحميل رابطه يك‏ جانبه و تحقيرآميز با ايران شرط گذارى مى‏كنند!! رهبر معظم انقلاب اسلامى با ديدى ژرف به افشاى ماهيت مذاكره‏اى كه آمريكائيها درصدد تحميل آن به ايران هستند پرداخته‏اند: «آمريكائيها به ما مى‏گويند اگر مى‏خواهيد با آمريكا رابطه داشته باشيد بايد اين‏كار و آن ‏را بكنيد! اصلا چه نسبتى بين اين دو حرف است؟ گويى آن‏ها دارند با كشورى صحبت مى‏كنند كه ده واسطه پيش آورده تا با آن‏ها رابطه برقراركند. آن‏ها با ما شرط و شروط مى‏گذارند! چه شرطى آقا! اين ما هستيم كه براى ايجاد رابطه با كشورى كه آن همه فجايع در كارنامه و تاريخ او وجود دارد شرط مى‏گذاريم. شرط ما توبه آن كشور است، شرط ما، قطع همه فاجعه‏ آفرينى‏هاى آن كشور براى دنياست.»
رابعا ًمشكل ايران در نوع رابطه سياسى با جهان خارج نيست، ما يك مشكل ساختارى در اقتصاد خود داريم و نتوانسته‏ايم امكانات داخلى را در حوزه اقتصاد فعال كنيم و مثل خيلى از كشورهاى ديگر براى رسيدن به توسعه و ترقى و برخوردارى بهتر عموم مردم بايد ضعف‏هاى ساختارى اقتصاد خود را برطرف كنيم. البته نمى‏خواهيم كار تخريبى غرب برروى اقتصاد ملل در حال توسعه را ناديده بگيريم و نمى‏خواهيم شيطنت‏هاى آمريكايى‏ها عليه ايران را ناديده بگيريم ولى حد تأثير اين مسايل در اقتصاد ما مسأله درجه 5 و 6 مى‏باشد. اصل قصه در وضعيت خاص داخلى ماست. خود را در اين راه بدانيم و نبايد از قطع رابطه احساس ترس و ناتوانى داشته باشيم و خيال كنيم ما بدون رابطه در مى‏مانيم. البته اين با مبناى عقيدتى و اعتقادات الهى ما نيز نمى‏خواند و هرگز مبادا كه ما از «حبلالله» به «حبل الشيطان»كه قرآن آن ‏را سست‏ترين (اوهن البيوت) مى‏خواند، روى آوريم.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

ایمانی: اصلاح طلبان تمایل دارند که پایداری ها رادیکال تر شوند

پس کو این آزادی؟

چگونگی تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی

روحانی این روزها در اندیشه ی چیست؟

انکار جنگ نرم!

«حکمرانی حزبی و دموکراسی حزبی» راه را برای احزاب ایرانی می‌گشاید

ایرادهای وارده به طرح نظام انتخاباتی استانی

حجت‌الاسلام شیرمردی: در مقابل دستاوردهای اجلاس وحدت هزینه زیادی صرف نمی‌شود/ تبیین چرایی اهمیت کنفرانس در شرایط تحریمی

بررسی حق بازگشت و اجرای رفراندوم برای ساکنان واقعی فلسطین از محورهای اصلی اجلاس وحدت است

بازتنظیم خاورمیانه

روزی که رونالد ریگان به ایران سیگنال رابطه جدید فرستاد

وظیفه فوری دولت برای بهبود معیشت مردم چیست؟

پوپولیسم با معیشت مردم چه می‌کند؟

فرزند کروبی:عامل رئیس جمهورشدن احمدی نژاد،پدر من نبود خاتمی بود

پشت‌صحنه‌ی ارتباط مجدد اروپا با اردوغان چیست؟ / چرا روابط ترکیه با اروپا به معنی واقعی کلمه «عادی» نمی‌شود/ اردوغان چگونه توانست پیروزی را در ماجرای ادلب از دهان شکست برباید؟!

ایران به دنبال کشف چارچوبی برای همکاری با روسیه، چین و هند می‌گردد/انگیزه‌ی اصلی همکاری‌های چندجانبه‌ی امنیتی برنامه‌ی پسا برجامی «ترجیح شرق به غرب» چیست؟ /غول‌های آسیاسی برای مبارزه با آمریکا به کمک تهران می‌آیند؟

مهمترین پرسش سیاسی روز چیست؟* هاشمی، انبارلوئی، مبلغ، رامین، اطاعت، بیادی و غرویان: استراتژی ما دربحث هسته‌یی چیست؟ در مبارزه با مفاسد به كجا رسیده‌ایم؟ و...

نواب صفوی و آیت الله بروجردی و موضوع تشکیل حکومت دینی

حزب مدنی

احمدی‌نژاد نقشی در انقلاب فرهنگی نداشت _ بخش دوم

احمدی‌نژاد نقشی در انقلاب فرهنگی نداشت _ بخش اول

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش ششم

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش پنجم

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش چهارم

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش سوم

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش دوم

مباحثات تئوریسین‌های دولت خاتمی و روحانی درباره عملیات توسعه سیاسی _ بخش اول

انقلاب یا سلطنت؟ بخش سوم

انقلاب یا سلطنت؟ بخش دوم

انقلاب یا سلطنت؟

ناکامی دزدان دریایی در حمله به کشتی ایرانی

پرداخت تا سقف 200 میلیون برای تمام سپرده‌گذاران کاسپین

دیدار وزیر اقتصاد و تجارت قطر با ظریف

تصویب فوریت بررسی اصلاح ماده ای از قانون برنامه ششم

مسئولان بانک مرکزی قول دادند، مشکل سپرده گذاران حل شود

واریز کمک‌های مردمی واصل‌شده به دفتر رهبری به حساب بنیاد مسکن

بررسی مشکلات موسسات مالی و اعتباری

اثبات مشارکت آمریکا در جنایات عربستان علیه یمن

همسویی ریاض و واشنگتن ضد تهران

پیام تسلیت رئیس مجلس در پی وقوع حادثه تروریستی در مصر

درخواست تهران، مسکو و آنکارا از شورای امنیت

نامه سردارسلیمانی به فردی که در بوکمال منزلش را مقرعملیات کرد

وظايف و اختيارات شوراهاي اسلامي شهر و روستا چيست؟

منظور از دوقطبي سازي انتخابات چيست؟ چرا نبايد فضاي انتخابات دو قطبي شود؟

نگاه سياسي، حزبي و جناحي به آموزش و پرورش سمّ است

رييس فراکسيون اصولگرايان کانديداتوري را رد نکرد؛

تبيين ژئوپلتيك و عوامل موثر بر آن

سياست‌هاي کلي "اقتصاد مقاومتي" ابلاغ شد

رابطه دين و سياست

روحاني: